برنامههای فرهنگی و هنری
| فهرست مقاله |
|---|
| برنامههای فرهنگی و هنری |
| مشاهير |
| قابليت هاي استان |
| تحولات بخش فرهنگ و هنر طي برنامه چهارم توسعه |
| همه صفحه ها |
موقعيت جغرافيايي:
استان مركزي با مساحتي معادل 29405 كيلومتر مربع، 79/1 درصد از مساحت كل كشور را به خود تخصيص داده و تقريباً در مركز ايران بين 33 درجه و 23 دقيقه تا 35 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و 56 دقيقه تا 51 درجه از نصفالنهار گرينويچ قرار گرفته است.
تقسيمات كشوري:
اين استان از شمال به استانهاي تهران و قزوين، از جنوب به استانهاي لرستان و اصفهان، از شرق به استان قم و از غرب به استان همدان محدود ميشود.
استان در آيينه تاريخ:
محدوده كنوني استان در روزگار هخامنشيان بخشي از ايالات ماد و قسمتهايي از جنوب آن جزيي از سرزمين «المائيس» به شمار ميرفته است. جغرافيانويسان در قرون اوليه هجري، آن را به عنوان بخشي از بلاد پهلويان به نام كوهستان يا قهستان (جبال) نام بردهاند. بعدها يعني در عصر سلاجقه بر اين سامان عراق عجم نام نهادند.
وجود غارهايي نظير غار شازند (كيخسرو). غار سوله خونزا، غار قلعه جوق (مقبره)،غار هيزج و غارهاي انجدان و نيز آتشكدههاي بزرگي از قبيل آتشكده خورهه در محلات و آتشكده برزو در راهجرد اراك و آتشكده آذرگشب در فراهان ـ كه يكي از سه آتشكده معروف ساسانيان بوده است ـ نشان از قدمت تاريخي اين استان دارد. وجود زيارتگاههاي متعدد كه برخي از اهميت فراوان برخوردارند، مانند امامزاده سهلبنعلي(ع) و امامزاده محمدعابد(ع) در اراك و ابنيه و اماكن مقدس مذهبي و آثار تاريخي در شهرهاي مختلف استان مركزي چون مسجد جامع شهر ساوه و مناره مسجد امامزاده 72 تن ساروق قرن ششم (عهد مغول) مسجد جامع ششناو تفرش (عهد سلجوقيان) و نيز شخصيتهاي برجسته مذهبي، ادبي علمي و هنري و سياسي، بيانگر قابليتهاي وسيع آن ميباشد.
وضعيت قومي:
شرايط اكولوژيكي متناسب با زندگي كوچنشيني و اهيمت استراتژيكي منطقه عراق عجم و موقع گذرگاهي آن موجب شد تا در طول تاريخ، اين منطقه مورد توجه اقوام چادرنشين قرار گيرد و گروههايي از ايلات و عشاير، با نژادها و فرهنگهاي مختلف از بوميان اوليه ايراني تا مهاجران عرب و مهاجمين مغول، تاتار و در اين منطقه استقرار يابند. و در زمان قاجاريه طوايف ترك به اين منطقه مهاجرت نمودند.
خصايص فرهنگي:
1 ـ وفاق احتماعي:
در شهرهايي نظير ساوه، دليجان، تفرش و آشتيان كه از بافت اجتماعي يكپارچهاي برخوردارند، روحيه همكاري و مشاركت در بين مردم در كليه امور جامعه هنوز مشهود است. در شهر اراك روحيه همفكري و همياري و صورت كمرنگي ديده ميشود. زيرا شهر به علت موقعيت خاص مكاني نسبت به ساير شهرهاي استان، هميشه پذيراي مهاجرين فراوان با فرهنگهاي مختلف بوده است.
2 ـ قانعبودن:
در شهرهاي اين استان ميزان استقبال، پذيرش از پديدههاي نو در جامعه، بستگي مستقيم با تأثيري كه استقرار آن پديده بر منافع مادي و معنوي مردم ميگذارد، دارد. هر چند در مواردي عليرغم تمايل يا عدم تمايل يك جامعه و بنا به ضرورت تاريخي يك پديده نو، حضور خود را تثبيت ميكند. پديدههاي نو در پارهاي موارد پيامدهاي خود را به خوبي آشكار ميسازند كه در اين حالت، در صورت مترقيبودن، طبعاً مورد قبول و پذيرش مردم استان واقع ميشوند.
3 ـ جوانمردي:
حضور فعالانه نوجوانان و جوانان اين استان در 8 سال دفاع مقدس و ادامه فعاليت آنان در پايگاههاي
4 ـ انعطافپذيري
تأثيرپذيري و تغيير رفتار و خلق و خوي با توجه به عدم پيشينه فرهنگي منسجم و يكپارچه در استان بيشتر از ساير استانهاست. آنچه كه امروزه در رفتار و خلق و خوي اكثر ساكنين شهرستانهاي استان مشاهده ميشود، حاكي از كمرنگشدن سنن، باورها و اعتقادات گذشته است.
5 ـ انصاف:
انصاف از ارزشهاي بنيادي انساني هستند. اين ارزشها فقط از طريق توانايي مردمي آگاه از حقوق انساني خويش مطلع و بهرهمندند و نقش فعالي در جامعه دارد، به دست ميآيد و مردم اين استان از اين ارزش بيبهره نميباشند.
6 _ اطمينان:
وجوه اشتراك فرهنگي ميتواند روحيه تعاون و همدلي را بين گروهها و جمعيت ساكن استان به وجود آورد, تا در پرتو چنين همدلي وروحيه تعاون, ثبات و امنيت ايجاد گردد.
7 _ انزواطلبي:
تقابل فرهنگ روستايي با فرهنگ شهري, رويارويي فرهنگ مردم بومي شهر با فرهنگ مهاجرين كه به واسطه وجوه بازار كار و فعاليت صنعتي به اين شهر روي آوردهاند از جمله عواملي هستند كه باعث تضعيف و همكاري و همياري مردم شده است.
8 _ مهمان نوازي:
با توجه به اينكه مهمان نوازي از خصلتهاي خوب تمدن ايران است كه زبانزد جهان ميباشد. استان مركزي از اين حسن بيبهره نيست. مصداق اين كلام گشادهرويي اين خطه در پذيرايي اقشار مختلف در مراكز ملي , دانشگاهي, صنعتي, فرهنگي و ... ميباشد.
9 _ مواردي ديگر كه در منطقه وجود دارد ذكرشود:
در جهت بررسي وضعيت مشاركت و حضور مردم استان بايد گفت حضور و مشاركت در راهپيماييها و همايشهاي جمعي پر شور است و اين روحيه در بين مردم دركليه امور اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي جامعه هنوز مشهود است.
معضلات فرهنگي:
رويارويي با فرهنگ غرب و تعميق فرهنگ غرب وتعميق فرهنگ اسلامي جز با فراهم آوردن توشه و توان كافي از جمله ساخت و خريد اماكن و تجهيزات فرهنگي و هنري در نقاط مختلف استان, امكانپذير نيست و به موازات افزايش توليد و عرضه محصولات صنعتي, در بستر فرهنگ نيز توليد و ارائه انواع قالبها و محصولات فرهنگي و هنري از جمله كتاب, تئاتر, سينما, ضامن توسعه و مصونيت همه جانبه ميباشد.
وضعيت مذهبي:
اكثر قريب به اتفاق مسلمانان ساكن استان مركزي, با 79/99 درصد شيعه مذهب هستند و بعد از آن اقليتهاي مذهبي مسيحي (05/0), كليمي (03/0) زرتشي (02/0) در استان ساكن باشند.
وضعيت فرهنگي:
فرهنگ يگانه عنصري است كه به انسان يعني تنها عامل سازنده فرهنگ جهت ميدهد و زمينههاي لازم براي ايجاد دگرگوني در جوامع بشري را پديد ميآورد. استان مركزي با توجه به گستردگي و همچنين تاريخ كهن, از ويژگيهاي فرهنگي متنوع و حتي منحصر به فردي برخوردار است.
شخصیتهای فرهنگی و هنری:
استان مركزي در عرصه علوم، تاريخ ،هنر، سياست و ... دامان پرورش بزرگاني چون شهيد دكتر چمران، پروفسور دكتر محمود حسابي، استاد عباس اقبال آشتياني، دكتر محمدغريب، دكتر خزائلي، استاد علي اكبر فراهاني، استاد عبداله باقري و ميرزا تقيخان اميركبير و قائممقام فراهاني بوده است.
شخصيتهاي علمي- مذهبي استان ازعمدهترين سرمايههاي اين منطقه محسوب ميشود. شايد استان مركزي از اين حيث داراي امتيازو برجستگي خاصي در كشور باشد. مروري كوتاه بر منابع و مآخذ موجود درباره استان مركزي نشان ميدهد كه دهها تن از علما و مراجع بزرگ تاريخ شيعه- بالاخص در يكصد سال اخير- از شهرها و روستاهاي اين استان برخاستهاند.
در موضوع نهادهاي فرهنگي نيز استان مركزي غالبا پيشرو و ممتاز بوده چنانكه نشانه هاي اولين مطبوعات، گروهها و انجمنهاي فرهنگي را ميتوان در اين ناحيه يافت. در حال حاضر نيز تمايل داير ساختن مراكز فرهنگي در اقشار مختلف استان مركزي وجود دارد كه به دلايلي، در پارهاي موارد از مسير طبيعي خود خارج گرديده و فعاليت اين نهادها بيش از حد متعارف، درگير موضوعات سياسي و صف بنديهاي جناحي گرديده است . لذا نياز به سياستگذاريهاي بنياني و ايجاد تعاملات مستمر با نهادهاي ياد شده در جهت اصلاح خطمشي آنها، به شدت احساس ميشود. به لحاظ بهرهگيري از فنآوريهاي نوين نيز موسسات و نهادهاي فرهنگي در وضعيت چندان مناسبي به سر نميبرند . علي رغم پيشرو بودن در ارائه آثار و محصولات فرهنگي در دهههاي گذشته، در حال حاضر اين مراكز در رتبهبندي ملي حائز امتياز لازم نيستند. به طور مثال استان مركزي از نظر رشد كيفي مطبوعات و شاخصهاي مطبوعهخواني ، كتابخواني و امثالهم، تنزل يافته است كه اميد ميرود با ايجاد صنوف و انجام حمايتهاي لازم، به تدريج به جايگاه لازم دست يابد.
استان مركزي از نظر زيرساختهاي فيزيكي و تجهيزاتي مانند ساير نقاط كشور دچار كاستيهايي است كه در بعضي موضوعات مانند سرانه فضاهاي فرهنگي در حد متوسط كشوري و در پارهاي موضوعات همچون تجهيزات چاپ و نشر، فقير است.
علي رغم آنكه تحقيقات مشخص و هدفمندي در مورد مردمشناسي ساكنين استان مركزي صورت نگرفته، بر اساس شواهد و مصاديق جزيي ميتوان گفت كه ويژگيهاي فرهنگي ـ قومي در گستره استان مركزي متفاوت است. به طور مثال در نواحي كه از قدمت تاريخي بيشتري برخوردارند، وفاق فرهنگي بيشتري ملاحظه ميشود و در نواحي كه قدمت كمتري دارند و برآماج مهاجرتها قرار گرفتهاند، كمتر است. در اراك به عنوان مركز استان مركزي و شهري صنعتي و مهاجرپذير، كمترين وفاق فرهنگي مشاهده ميشود و اين امر از معضلات فرهنگي اين ناحيه محسوب ميگردد.
در مجموع ميتوان گفت استان مركزي به لحاظ پيشينه تاريخي، وجود شخصيتها و نخبگان فرهنگي و وجود زيرساختهاي فرهنگي و اجتماعي، داراي قابليتهاي فرهنگي فراواني است كه درصورت برنامهريزي اساسي و همنوايي دستگاههاي دولتي و ساير مراكز فرهنگي، توانمنديهاي اين ناحيه به سادگي به بروز رسيده در كوتاه مدت نيز امكان توسعه فرهنگي در آن وجود دارد.
عمدهترين برنامههاي فرهنگي مورد نياز در استان، فعاليتهايي است كهبا تاكيد بر دوره هاي آموزشي كليه دست اندركاران مراكز فرهنگي ، موجب وفاق فكري نهادها و گروههاي فعال در عرصه هاي فرهنگي شود
بهبود اعتبارات، تشويق به سرمايهگذاري در بخش فرهنگ ، تشكيل صنوف فرهنگي و انجام پژوهش و گردآوري اطلاعات با تاكيد بر دولت الكترونيك، از جمله اقداماتي است كه در استان مركزي داراي اولويت ميباشد.
زبان و گويش:
زبان از عناصر فرهنگي و نيز از مهمترين محملهاي انتقال فرهنگ است. زبان ممكن است در رابطه با مذهب،قوم، حكومت و عوامل ديگر از جمله تحولات اجتماعي و سياسي, رواج يابد, رشد و گسترش پيدا كند و يا حوزه رواج آن محدود و كوچكتر شود.
در حوزه استان مركزي, زبان رايج و رابط در همه جاي آن زبان فارسي است. اما مردم برخي قسمتهاي منطقه به زبانهاي دري, تركي ( اكثرا در روستاهاي بخش فراهان, كميجان و ساوه و خنداب تكلم ميگردد)، تاتي (اكثرا در روستاهاي وفس, آستانه, تفرش بدان تكلم ميكنند. )، راجي( كه گويش مردم دليجان ميباشد و اين گويش را بازمانده زبان ماد باستان و واژه راجي را منصوب به (ري) و تحول يافته (رازي) ميدانند.) صحبت ميكنند. زبان ارمني نيز هنوز در برخي نقاط وجود دارد. از ميان زبانهاي ياد شده ، لري, ارمني, خلجي و در پارهاي از نقاط زبان تركي در پيوند با گروههاي قومي هستند. علاوه بر اينها غربتها (كوليها) كه پيشتر به صورت فصلي زمستانها و تابستانها به اين منطقه ميآيند، گونهاي زبان ساختگي يا ((لوتر)) داشتند كه عمدتا تحت تاثير كار صنعتگري و معاملهگري آنها بود.
اين تنوع گويش خود نشانگر وجود فرهنگهاي متفاوت است كه هر يك عليرغم ادغام و پيوستگي فرهنگي آداب و رسوم خاص خود را حفظ كرده و به جا ميآورند كه برخي اكنون پا برجا و برخي در حال فراموشي و از بين رفتن است
تقسيمات كشوري بر حسب شهرستانها در سال 1386
شهرستان | شهر | بخش | دهستان | شهر |
استان مركزي | آشتيان | 1 | 3 | 1 |
1 | اراك | 2 | 14 | 5 |
2 | تفرش | 2 | 6 | 2 |
3 | خمين | 2 | 7 | 2 |
4 | دليجان | 1 | 4 | 2 |
5 | زرنديه | 2 | 6 | 4 |
6 | ساوه | 2 | 7 | 3 |
7 | كميجان | 2 | 4 | 2 |
8 | محلات | 1 | 2 | 2 |
9 | شازند | 3 | 8 | 4 |
*جمعيت و تراكم ( بر اساس آخرين سرشماري )
شهرستان | جمعيت | شهري | روستايي | مرد | زن |
آشتيان | 19454 | 10405 | 9049 | 9041 | 10413 |
اراك | 615702 | 493845 | 121857 | 311967 | 303735 |
تفرش | 48591 | 18967 | 29624 | 23940 | 24651 |
خمين | 110195 | 66391 | 43804 | 54770 | 55425 |
دليجان | 44377 | 35091 | 9286 | 22624 | 21753 |
زرنديه | 58387 | 30298 | 28089 | 30142 | 28245 |
ساوه | 237813 | 187179 | 50634 | 122893 | 114920 |
كميجان | 45723 | 16653 | 29070 | 22391 | 23332 |
محلات | 49246 | 41833 | 7413 | 24745 | 24497 |
شازند | 120102 | 31411 | 88691 | 59040 | 61062 |
جمع كل | 134959 | 932073 | 417517 | 681557 | 668033 |







